سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
236
قواعد السلاطين ( فارسى )
هر كه ازو گفت ، زبانش بسوخت / * وان كه ازو خورد ، دهانش بدوخت 197 هركه تن را فداى مال كند / * مال و تن عرصهء خطر گردد 96 هركه درين خانه بسى داد كرد / * خانهء فرداى خود آباد كرد 57 هرگاه كه او نيّتِ خود راست كند / * يابد ز خداى هرچه درخواست كند 156 هر نَفَسى بر سرِ خوانش نگر / * خوردنى خوبتر از يكدگر 90 هست طواف حرم كردگار / * در دو جهان واسطهء اقتدار 51 همّت بلند دار كه نزد خدا و خلق / * باشد به قدر همّت تو اعتبار تو 121 همنشينى كو لطيف و كامل است / * راحتِ روح است و آرامِ دل است 172 همين بس ز شاهى و فرماندهى / * كه از دشمنان ، ملك سازى تهى 203 هنر سخاست ، دگر جمله دستآويزست / * اگر تو را به هرانگشت خويش صد هنر است 72 يا رب به خدايى خداييت / * و آنگه به كمال پادشاهيت 118 يك روز نكرد فكر شبهاى غَمَم / * يك بار نگفت پير كنعانى من 14 يك گل مقصود درين بوستان / * چيده نشد بىمدد دوستان 91